زمستان

وقتی زمستون رسید و
توو کوچه از برف پُر شد
یه ردّپا از تو موند و
این کوچه از حرف پُر شد
*
خندیدی و بغض کردم
این خنده عاشق ترم کرد
چشمایِ غمگینت از من
رد شد ، ولی باورم کرد
*
هرشب کنار قدمهات
تا صبح موندم به یادت
مثلِ قناری عاشق
دلتنگ خوندم به یادت
*
قسمت نشد تا بتونم
دستاتو عمری بگیرم
رو شونه هات سر بزارم
شاید همونجا بمیرم!
*
توو گریه غرقم همیشه
من غرق رویا نبودم
من ماهی تُنگ بودم
توو فکر دریا نبودم
*
بعد از تو با خاطراتت
با تنهایی یام (تنهایی هام) رفیقم
یادت منو میکِشونه
تا زخم های عمیقم
*
این کوچه ، این شهر با من
هر جا که رفتم سفر کرد
این خاطراتت منو کشت
چشمات منو در به در کرد
*
یادمه روزای آخر
دلسرد بودی همیشه
با گریه گفتم بمون و
با خنده گفتی: نمیشه!
*
رفتی و آهسته گفتم :
این سینه از حرف پُر بود . . .
دستات منو گرم می کرد
هرجا که از برف پُر بود . . .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: