"کات"

دوتا بچه بودیم که عاشق شدیم
دوتا بچه با رویاهای بزرگ
دوتا بره ی بیخیال از همه
بزرگ میشدیم بینِ یه گله گرگ

مُسَکِن بودی واسه دردام، منم
دروغی میگفتم که سردرد دارم!
میخواستم همیشه کنارت باشم
تا از فکرای منفی دس بردارم

عوض شد رفتارِ تو با منی
که تغییر دادم خودم رو برات!
ما توو اوجِ این رابطه بودیم و
یکی بینمون اومد و گفت: کات

توی رویامون خونواده بودیم
دوتا بچه ی ناز توو ذهنِ منن
با اسمایی ک تو گذاشتی روشون
منو حالا بابا صدا میزنن

موهایی که من بافته بودم برات
با دستای یکی دیگه باز شد
تو عاشق شدی رفتی و عشق من
همش توی قلبم پس انداز شد

توو دنیام یکی بود با من نموند
چرا زندگی بد شده این همه؟
فقط یک دقیقه تو لبخند بزن
جوابش حدودا یه سالی غمه!

منو خط زدی از توو ذهنت ولی
هنوز ردِ تو توی شعرام هست
میگفتم “خوشبت بشی” به کسی
که دَرای خوشبختی رو روم بست

توی رویامون خونواده بودیم
دوتا بچه ی ناز توو ذهن منن
با اسمایی ک تو گذاشتی روشون
منو حالا بابا صدا میزنن

موهایی که من بافته بودم برات
با دستای یکی دیگه باز شد
تو عاشق شدی رفتی و عشق من
همش توی قلبم پس انداز شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: