مجموعه ی احساس

مجموعه ی احساس

پاییز یه فصلِ سرخ.قبل از یه زمستونه
سرخیِ تنِ برگا.روو فرشِ خیابونه

میباره و میخونه.میچرخه و می رقصه
پاییز برای من.یه دوره ی بی نقصه

یه دوره ی بیداری.قبل از یه سکوتِ سرد
از ریشه پر از درده معلومه زمین تب کرد

این فصل برای ما مجموعه ی احساسه
من خنده یکی دیگه دردش رو میشناسه

پاییز رو تن شاخه توو قلب همین خونه س
دنیا بدون اون.متروکه و ویرونه س

پاییز هنوز سرخه.همرنگِ تبِ عاشق
پاییز همین ماییم.پاییز لقبِ عاشق

 

خزان ۲٫۷٫۹۶

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • پاییز همین ماییم??
  • سلام اولین کاری ست که ازتون میخونم اول لایک به حضورتون میدم به نظرم این کارو نه به عنوان کار ی که بتونه شناسه ی قلم شما باشه بلکه بعنوان یک مشق باید بهش نگریست خوب معلومه که استعداد دارید و میتونید کارهای خوبی بگید که از حس و ذهن خودتون مایه میگیره و تقلیدی نیست معلومه با حس شخصی خودتون ترانه میگید و رونوشت یا تقلید نیست خوبه این اما خب این امتیاز هست ولی کافی نیست برای یک کار با قابلیت توان یک ترانه که باید هم در نوشتار از جهت شاخصه های فنی قابلیت داشته باشه هم از جهت مضمون از مایه ی قویی برخوردار باشه وهم جذاب باشه برای در نظر گرفتن جهت اجرا . واما یک بررسی اولیه در بیت اول یه فصل سرخ یه زمستونه بیان به این طریق با آوردن دو یاء بحث حشو و عدم رعایت قوانین زیبایی کلام رو باز میکنه تصویر بارش و چرخیدن و خوندن و.. برای پاییز هست یا برای برگها درسته این تصویر رو ما برای برگها در ذهن قاعدتا تداعی میکنیم اما تنظیم کلام بهتر و گیراتر و گویاتر از این میتونست صورت بگیره یه دوره ی بیداری قبل از یه سکوت سرد .. زمین تب کرد اینها مابه ازای طبیعی و حسی ش بخصوص در تداعی ذهنی در بخش نهایی که میگه زمین تب کرد قوی و منطبق بر منطق ادبی نیست ادعای ادبی و واژه پردازی هنرمندانه دلیل حسی و ذهنی و یا طبیعی میخواد که حالا اون حس اون دلیل اون طبیعت با دستکاری خلاقانه ی شاعر وترانه سرا بایدپردازش بشه بطوری که از مهمل گویی فاصله بگیره یا بهتر بگم از گفته ی خنثی و بی منظورفاصله ی جدی داشته باشه مثلا در شعر کلاسیک : مست است زمین گویی خورده ست بجای می در کاس سر جمشید خون دل نوشروان ببینید دلیل مستی رو بطور ادبی چه طور بازگو میکنه یا نظامی در مخزن الاسرار که منظومه ای عرفانی ست ببینید با چه تصویر و چه حسی و چقدر عینی از عناصر روزمره ی زندگی بهره میگیره و با دخالت ذهنش ؛ جانبخشی موجودات را توسط خداوند با چه ایجاز و اختصاری تصویر گری میکند : ..دیگ جسد را نمک جان که داد؟!؟ پس اشاره به عناصر طبیعی یا زندگی روزمره بایستی تداعی کننده ی یک تصویر ملموس یا زنده و در حالت سورئال آن هم حتی قابل تطبیق و تفسیر باشند زنجیره ی مرتبط و منسجم و هدفمند رو تشکیل بدهند من خنده یکی دردش رو میشناسه خنده با گریه درد با راحتی و آسایش یا سلامت اینهارو میبایدددر نظر گرفت و طباق ایجاد کرد مثلا بگید : من درد ش رو و اون دیگری رویاش رو میشناسه درد و خنده در مورد وصف پاییز برای اینکه المانی ارائه کنید که به شناسایی پاییز از دو دید متفاوت از جهت تجربه ی فردی اشاره کنید کمی سهل انگاری در ارائه ی مطلبه باید دوری کنین ازش خنده ی پاییز رو میشناسه ... خب معمولا اینگونه هست که استنباط هر شخص از پاییز میتونه بر اساس حال درونی او باشه وبر همون اساس تفسیربشه حالا یا به شادابی وجنب و جوش و لطافت یا تفسیربه ضد اون یعنی به برگ ریزان خزان آرزو و افسردگی و پریشانی و پریشان احوالی و بعنوان پیش مقدمه ی فصلی سرد و بورانی و نادلخواه حالا مثلا مطرح بشه و درد. اما خنده پاییز رو به طرف یک وضع مضحک میبره که تصویر خنده آوردن در مقابل درد به این نحو که شما پرداخت کردین اصلا زیبا نیست و حتی اگر گریه و خنده میامد که دو واکنش از دوحالت روحی ست بهتر از این بودکه یک حالت روحی رو با یک واکنش بیارید که خنده هست از المانهای رضایت از یک وضع میتونین خوشحالی آرامش رویایی بودن و نشاط روحی یا نوستالژی حسی که از گذشته ی خوب یادآوری میکنه رو بیارید و نه خنده اونم خنده در برابر درد و نه حتی خنده در برابر گریستن و گریه و اونم با اون نحو پرداخت مختصر ونامفید اینهارو باید بهش بسیار توجه کنید اگر تهران هستین حتما در جلسات شعرو ترانه شرکت کنید همین حالا نقدهای این سایت رو در بخش نقد هفته مطالعه کنید اینهایی رو که عرض شد گفتم چون دیدم قلمتون میتونه بسیار بسیار بالاتر از این از خوداستعداد و توان بروز بده و معلومه که طبیعت قلمتون رو به اشتراک گذاشتین که به اصطلاح مجسمه سازان از این تنه ی درخت خیالتون میشه هزاران مجسمه ی ظریف تراشیدواینهارو داره قلمتون ودر استعدادتون هست اما تعریف ترانه ترانه ی مقبول گفتمان در ترانه و توصیف و بیان اینها بعلاوه ی اطلاعاتی در موارد فنی ترانه و شعر میتونه استعدادتون رو با مهارت لازم ممزوج کنه کتاب مبانی ترانه سرایی بسیار زیاد میتونه راهنمای شما باشه بسیار ممنون منتظر دیدن آثار بعدی تون هستم از نقد و نظر نترسید بازهم طبیعت کارهاتون رو باهر قدر رعایت اصول و قواعد که در توان دارید بفرستید میایم و نظر میدیم ودر گروه های آکادمی عضو شید اثرتونو درگروه نقد میکنیم در سایت هم میان نقد میکنند دوستان مطمئنم پس از شش ماه یک ترانه سرای خوب و مقبول از اب در خواهید آمد موفق باشید
  • درود و لایک لذت بردیم فقط جسارتن مصرع (معلومه زمین تب کرده) یه هجا زیاد داره می تونستید پیداس(ت) را به جاش بکار ببرید پیداس (ت) زمین تب کرده موفق باشید