آه و نفرین

آه و نفرین

بعد من هر کی که تو قلب تو جا شه
آه و نفرین دلم که پشت پا شه
طاقت دوری دستا تو ندارم
مث مردی که دلش شکسته باشه

توی هر لحظه توو فکر اینه قلبم
چجوری میخواد غماشو جا بذاره
کاری از دست دلم که بر نمیاد
آه و نفرینمه که ادامه داره

حسودی داره میلرزونه صدامو
وقتی که نگاه تو توی نگاه شه
هر حسودی آخرش میمیره از درد
که این قمار عاشقی گناه شه

تموم شهر داره نشونه هایی
از عبور قدمای تو کنارم
آه و نفرین یه شهر همش باهاته
حالا که جز انتظار راهی ندارم

خودتو بترسون از روزای ابری
که هوا تیره بشه،بارون بگیره
تو به یاد روزایی که رف میفتی
دل من میگیره و آروم میمیره

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

366