زخمی

زخمای کهنه ی تنت جوری رو تو اثر میزاشت

زخمی

زخمای کهنه ی تنت
جوری رو تو اثر میزاشت
که دنبال یه راه حل
یه مرهمی بودی براش

یه مرهمم پیشم نبود
از اولش نفهمیدی
خسته ی راهی بودی که
به سمت من میومدی

نشون میدادی خوبی و
ناراحتیتو خندیدی
نشد که آرومت کنم
آرامشم شدی ولی

یه جوری درد کشیدی که
صداشو نشنوم اصن
با خوبیای بی غرض
میرفتی تا ته دلم

تلاش من برای تو
مسکنم نشد ولی
همیشه ادعام میشد
با من که باشی بهتری

(حالا میگم دوست دارم
گوشات نمیشنوه
یادم نمیره کی بودم
تا قبل دیدنت
نباشی ام با فکر تو
دلم رو میشکنم
رو هر شکستنی میرم
تا زخمی شم ازت)

واسه کسی عوض شدی
که واسه تو عوض شده
تا توی فکر تو میرم
هوا رو میبینم شبه

نگاه بی تفاوتت
نشون داده که خسته ای
اگه سپردی دست من
نپرس چی میشه زندگیت

(حالا میگم دوست دارم
گوشات نمیشنوه
یادم نمیره کی بودم
تا قبل دیدنت
نباشی ام با فکر تو
دلم رو میشکنم
رو هر شکستنی میرم
تا زخمی شم ازت)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: