بی طاقت

نگو بی #اعتقادی که دروغه . نگو از حزب بادی که دروغه . نگو دل بسته ی مردم میشی . نگو بی اعتمادی که دروغه

چه #دلچسب کنارت زنده بودن
وجودت معدن عشق می دونی
بمونی شاعرِ شعرای نابـــم
بگو تا پای جون دادن می مونی

 

نگو بی #اعتقادی که دروغه
نگو از حزب بادی که دروغه
نگو دل بسته ی مردم میشی
نگو بی اعتمادی که دروغه

 

یه #شانسِ تازه هستی تا دل من
از این کابوس وحشت دور باشه
بهت وابسته تر میشم بگو که
چقد عاشق باید مغرور باشه

 

نترسی از #قضاوت های مردم
که من دیونه وار همرات هستم
می جنگم با تموم دشمنامون
ببند زنجیر دستات و توو دستم

 

نترسی از قضاوت های مردم
بپا دلبسته ی هر کس نباشی
بدون مردم دیگه دل رحم نیستن
تو باید که از این بیغولـه پاشی

 

نگو سطح #شناختت از نگاهم
یه تصویر سیاه و اشتباه بود
دلت می خواد جدا شه از وجودم
نگو راهی که رفتی کوره راه بود

 

ببین من محـوِ #تکنیکِ نگاتـم
پر از نقش و نگـارِ طاقِ اَبروت
کسی جز من حواسِش به نگات نیست
#خطـرنــاکِ دلِ انبــارِ باروت

 

دلت پــاکِ بدون تاثیــر داره
دعا کن اشـکِ غم رو گـونه هام نیست
ببین چیزی دیگه از تـو نمی خوام
دعا کن طاقتـَم رو شـونه هام نیست

#حسین_خزایی
#بی_طاقت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

406
۲
۱