پاییز

پاییزو حل کن توی آغوشم
توو کارِ این عاشق صبوری نیست
چن ساله حبسم توی این زندون
بشکون قفس رو، وقتِ دوری نیست

حبسی که این قلبِ یخی توشه
باید که با گرمای تو رد شه
اونقد کنارت عشق می بارم
هیچکس نتونه روبه روم سد شه

بشکون قفس رو تا که این دنیا
اونی که خیلی دوست داری شه
بشکون قفس روتا که آغوشت
زندونِ این مردِ فراری شه

رد میشه از این خونه هر لحظه
با برگ های زرد و تب دارش
هرچی که دارم واسه تو پاییز
تنها یه کاری کن “نگه دارِش!”

باید بدونی ردِ پاهاتو
از کوچه های شهر میگیرم
روزی که هستی گرم و شیرینه
وقتی نباشی سرد و دلگیرم

برگای زرد و خشک میدونن
دلتنگیامون هم خیالی بود
پاییز دستاتو به من میده
فصلی که عاشق بود، عالی بود

بشکون قفس رو تا که این دنیا
اونی که خیلی دوست داری شه
بشکون قفس روتا که آغوشت
زندونِ این مردِ فراری شه
#کامل_غلامی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: