زاغه نشین

بغض یه دریاچه م توی ارومیه
دریاچه ی چیتگر توو لنزِ چشماته
ملّیَتم مفقوده توو شناسنامه
کل جهان اما مُهر ِ رو ویزاته

رو بام تهرانو توو فکر دیزینی
توو خواب هم حتی خاکو نمیبینی
اهواز مدفونم یه سرفه ی مُزمن
توو حسرتم واسه یه چیکه اکسیژن

رو برج میلادی غرقی توو رویاهات
من هر شبو دارم توو گور میخوابم
توو آسمون تو میرقصه قرص ماه
من دلخوشم تنها با قرص اعصابم

سرگیجه میگیرم از ارتفاع تو
من سقف رویاهام سطحِ زمین بوده
از هر طرف کیشم راهی نمیبینم
توی خودم میرم تا بوده این بوده

اینجا به نام تو کُلّش سند خورده
هرکی شبیهِته یه تیکَشو بُرده
با اینکه یه نقطه توو نقطه چیناتم
بچه ی تُخسِ توو زاغه نشیناتم.

#مهدی_دمیزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

449
۴
۴