رفیق بی کلک

مادرم سنگ صبور

صورتش هاله ی نور

محرم اسرارِ و

از تبار خورشیدِ

 

مونس و همدممِ

شریک تو غممِ

رفیق بی کلک و

توو گمراهی امیدِ

 

یاری از آسمونه

نگینیست توی خونه

خدا او را ستوده

زیر پاهاش بهشته

 

چون نسیمِ بهاری

مثل یه چشمه جاری

خدا نامش را روی

برگ گلها نوشته

 

واسه درد دل با من

نمیگه که خسته ام

آروم میکنه من را

وقتی دل شکسته ام

 

تو نگاهش یک عالمه

ستاره می درخشه

نمی گذاره زندگی

واسه من زود سخ(ت)شه

 

وقتی چادر نمازش

را تو دستهام می گیرم

انگاری توو آغوش

یک فرشته می میرم

 

سجاده , مهر و تسبیح

با اینها خو گرفته

تا هست خونه به عطر

گل یاس بو گرفته

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود به شما زبان کار فکر کنم منظورتون اینه که حرفهایی برای تکمیل جمله آخر مصراع بگذاریم مثلا: مادرم سنگ صبوره صورتش هاله ی نوره یا چون نسیمِ بهاریست مثل یه چشمه جاریست وزنش هم که عددیه و. بی وزنی ممکنه توجیح ریتمیک داشته باشه ممنون از نقدتون
  • سلام رو زبان کارتون ووزنش کارکنید ممنون از شما.