برزخ

دیگه باهم نداریم هیچ حرفی

من و تو خیلی وقته فرق کردیم

به ظاهر عاشق و معشوق اما

تو میدونی که ما دنیای دردیم

دیگه سهمی از آینده نداریم

با اینکه توی رویا خونه ساختیم

یه روز از هم جدا موندیم و انگار

ما عمری عاشقی رو مفت باختیم

تو رویامون چقد خوشبخت بودیم

ولی حالا چه بی اندازه سردیم

من و تو مثه یه کابوس تلخیم

مثه پاییز باورن خورده زردیم

دیگه باهم نداریم هیچ کاری

با اینکه پیش مردم ما همونیم

همون افسانه دلدادگی و

همون عشقی که دادیم تا بمونیم

اره ما عاشق و معشوق بودیم

ولی حالا دیگه حرفی نداریم

کجای قصه رو باید عوض کرد

تا پامونو به این برزخ نذاریم!

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خانوم اکبری و ضمن تبریک سال نو در مورد کار ی که ازتون خوندم باید بگم که خیلی باید از نوشتاری که سبک دلنوشته ست فاصله بگیرید و از تکنیک و دانش و تجریه سرمایه بذارید تا یک کار از شما بعنوان ترانه بتونه پذیرش بشه علاقه شرط مهمه و همینطور وبیش از اون استعداد اما به تنهایی علاقه و استعداد نمیتونه شمارو به جایی برسونه سطح دانش تجربه و حضورتون در فضاهای حرفه ای و اطلاع از باید نبایدهای مطرح در حیطه ی ترانه سرایی میتونه اولین گام موثربرای رشد شما تلقی بشه از نقدها از ترانه های سایت حتما بازدید کنید و کتب بزرگان ترانه و موفقها رو بخونید در سایت درقسمت فروشگاه کتاب مبانی ترانه سرایی از سعید کریمی رو حتما تهیه کنین و بخونید در جلسات حضوری سایت شرکت بفرمایید و ترانه ها و نقد ترانه هارو ببینید اگر که تهران هستید و کتابهارو هم میتونید اگر به جلسه میاین حضوری سفارش بدین اگرنه که از طریق سایت خلاصه اینکه بعنوان ترانه یک کار باید دارای شخصیت و کاراکتر ترانه باشه و برای اینکه بشناسید ترانه رو و علاقه و رگه ی استعدادتون رو دنبال کنید ناگزیر از مطالعه خواهید بود وناگزیر از حضور در محافل ترانه تا با توقعات مخاطب از یک کار روبرو بشید و آشنا بشید و برای تکمیل اطلاعات و کسب مهارت از کتبی که در این زمینه هست و در سایت هم داریم استفاده کنید بسیار ممنون از حضورتون و موفق باشید