ای کاش

 

ای کاش عشقت ای کاش تو دلم پا نمیذاشت

یا اینکه وقت  رفتن  ردشو جا  نمیذاشت

ای کاش با تو ای کاش نمی شدم صمیمی

یا اینکه میشد بشم  همون منه  قدیمی

اومدنت تو دنیام حالمو ویرونه کرد

زیادی خواستم تورو این منو دیونه کرد

چیکار کنم با دلم حالا که سرکش شده

ناسازگاره با من آخه چه مرگش شده

تو رفتی و تو ذهنم یه یادگاری داری

ویرونه کرده منو همین یه یادگاری

یاد تو توی ذهنم روحمو میده آزار

از جایی وقتی رفتی یادی نزار یادگار

بسه دیگه تو خوابم چرا میزنی پرسه

چشم تو این شبا از بسته شدن می ترسه

ای کاش عشقت از من هوش و حواس نمی برد

تا اینکه سرنوشتم به تو گره نمی خورد

ای کاش دل کندنم برای من ساده بود

عشق تو به سادگی از سرم افتاده بود

حالا  که رفتی  و من  اسیر روزگارم

باورش خیلی سخته هنوز دوست دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: