کی…

کی به اندازه ی من فاصله رو
مو به مو از سرِ رات بر می داره
هر قدم که سمت تو می خواد بیاد
روی رد پای تو پا می ذاره

کی می تونه توی این همهمه ی
نشنیدنِ صدات کم نیاره
توی مرزِ خفقان از تو و عشق
بخونه از عشقتو، کم نذاره

کی برای عطرِ پیچک موهات
تو مسیرِ وزش باد می شینه
توی هر شرایطی کنارته
گل خنده ی لباتو می چینه

کی تونسته تو دقایقِ نیاز
اینجوری هر لحظه از تو یاد کنه
توی محدوده ی آرامشِ تو
جذر و مدِ دلتو زیاد کنه

کی به چشمای سیاه و دلبرت
می تونه نورِ ستاره بندازه
دستاشو حلقه کنه دورِ تنت
از خودش خونه ی امنی بسازه

کی توی رقصِ هوا و پیرهنت
جشنِ برگشتِ روزای عشقو دید
این نگاه داغ و پر تلاطمم
زودتر از من به وصالِ تو رسید

#مینا_مهدی_هداوند
#نامی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

443
۴
۲