عاشق

دلت آب رو آتیش بود
میون اشک و خاکستر
هجوم شعله ی سختی
میشد واسه تنت بستر

صدای گنگی پیچیدو
تو تکیه دادی به دیوار
فقط چشماتو بستی و
میریخت روی سرت آوار

دل مادر که میلرزه
یعنی حس کرده درداتو
یه دنیا آرزو داره
واسه امروز و فرداتو

چه دردی داره دلتنگی
واسه دختر که بیتابه
دلش باباشو میخواد و
چشاش خیره به مهتابه

میون شعله و آوار
پر از دلهای سرگردون
نشونی گم شده اینجا
تن رنجور و برگردون

تنت هم مرز آتیشه
با اینکه رفتی از دستم
صدات میپیچه تو گوشم
رفیق تا آخرش هستم !

شهادت یعنی یه عاشق
تو قلب مردمش جا شه
یه مرد محکم و لایق
باید آتش نشان باشه

به یاد فرشتگانی که به آتش و خاک دامن زدند

روحشان شاد و یادشان گرامی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ا سلام شعری بسیار زیبا و احساسی خانم مویدی میخواستم از شما دعوت کنم در قالب یک گروه به نام Arta Band با هم کار کنیم شما ترانه و من هم اهنگسازی و تنظیم نظرتون چیه