چترتو بستی

بارون می باره حواسش نیس
درگیر تنهایی سختیم
ابرای تیره دیگه چی میگن!!؟
حالا که غرق تیره بختیم

بارون می باره حواسش نیس
دردام داره تازه تر میشه
دلتنگیای خیسمو بی تو
تقسیم کردم با همین شیشه

تو که قرارت با جدایی بود
کاری نمیکردی اسیرت شم
تو که نمیتونستی عاشق شی
واسه چی خواستی هم مسیرت شم؟

کاشکی کنارم بیشتر بودی
اونم توو روزای به این سردی
تو که نمیخواستی بمونی پام
بی رحم، وابستم نمیکردی

زیر همین بارون بود چترت
روی سر دنیای من وا شد
چشماتو که بستی روو احساسم
این رابطه با دوری امضا شد

بوی تو میپیچه هنوز اینجا
با اینکه شیشه، عطرتو بستی
من سردمه بارون حواسش نیس
چن وقت میشه چترتو بستی

محمد قاسمی (شاهد)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای قاسمی به نظرم قبل اینکه مصرع بعدیو بگید قافیه شو آماده می کنید.سعی کنید بیشتر با حستون شعر بگید بعضی از تعابیرتون خیلی خوب بود شروع کارتونو کار کنید روش خیلی خوب در نیومده موفق باشید