ترس

  1. همیشه ترسم از مرگِ حسّم بود
    ترسم از بی حسیه قلبم
    ب عکسایی ک داریم بود
    چ سخته
    نگاهت میکنم حسی نمیبینم
    نکاهم میکنی حسی نمیبینی
    ببین
    دیگه قلبم نمیلرزه
    دیگه بوتو نمیفهمم
    دیگه دستام نمیخوادت
    چ سخته
    گمونم آخر راهه
    چ راهی توی ذهنم باتو میدیدم
    چ ویرون کردی این راهو
    دیگه
    راهی نمیبینم
    تمام رو ب روم بن بسته، بن بست
    تمام پشت سر ویرون
    چ راحت بود برات رفتن
    چقد سخته برام موندن
    خداحافظ نشونه آرزوهای قشنگ من
    نیاد روزی پشیمون شی از این رفتن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ا سلام شعری بسیار زیبا و احساسی خانوم لیلا میخواستم از شما دعوت کنم در قالب یک گروه به نام Arta Band با هم کار کنیم شما ترانه و من هم اهنگسازی و تنظیم نظرتون چیه
  • سلام خانوم لیلا کارتونو دوست داشتم به نظرم اگه سبک ترانه رو دنبال کنید و روی ریتم ترانه بگید با توجه به احساسی که تو شعراتون هست موفق تر خواهید بود پاینده باشید