دنیای معکوس

کاری نمیشه کرد وقتی که
تنها به فکر رنگ ابرووتی
من پین روشن میکنم با پین
تو فکر روشن کردن مووتی

تو گوشی توو دستاته وقتی که
توو گوش من آهنگ میخونه
خوبی و آرومی درست وقتی
که حال من میدونی داغونه

برعکس تو که بی خیالیو
اصلا حواست نیس غمگینم
من احتمال رفتنو دارم
توو لحن صحبتهات میبینم

هیچ اتفاقی غیر ممکن نیس
از چشم تو چن وقته افتادم
آرامشت مرموزه میفهمم
من واسه هر طوفانی آمادم

“احساسه بین ما
دوست دارم هامون
توی تب دوری تو در حال تبخیره

دیگه برای ما
این سقف کوتاهه
خونم انگاری دلش از ما دوتا سیره”

این رابطه انگار بیهودس
ما از دوتا دنیای معکوسیم
حسّی نمیگیریم دیگه از هم
وقتی همو داریم می بوسیم

محمد قاسمی (شاهد)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: