تلنگر…

اسمتم هر جا بیارن
حتی بعد این همه سال
باز پر از دلشوره میشم
کم میارم، میرم از حال…

نه نشد، یادت نیفتم
حتی هر کاری که کردم
گریه هام کمتر نمیشه
حتی با این که یه مردم…

هنوزم با یه تلنگر
میشکنه شیشه ی اشکام
هر کی یک لحظه ببینه
منو، میفهمه که تنهام…

تو چشام طوفانی از غم
تو گلوم بغض یه کوهه
تنِ آواره ی تنهام
بی تو دنبال یه روحه…

من یه اقیانوسِ خستم
ساحلِ آرامشم باش
توی پژواک یه بوسه
پیش من برگردی ای کاش…

کاش از این عکسای کهنه
راهی تا سمت تو وا شه
تو رو من ببینم ای کاش
باز اگه یه عمری باشه…

اسمتم هر جا بیارن….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: