نقد خانم رعنا رفیعی بر ترانه ی آقای سید علی پور موسوی

“اغوا”
آشفته موهاتو بپوشون
من دیگه طوفان کم ندارم
درگیر گیسوی گناهم
میلی به اغوا هم ندارم

از من گذشته عاشقی ها
با یک نگاه و یک اشاره
حتی هیاهوی نگاهت
حسی به یادم نمیاره

من دیگه طوفان کم ندارم
یک زورق معیوب دردم
هر جا برم دیگه مهم نیست
با این همه آشوب هر دم

یک پهنه دریا روبرومه
گمگشتگی هایی همیشه
با این تلاطم هیچ راهی
تا ساحلت پیدا نمیشه

هر جا برم هر جا که باشم
از خاطره خالی ترینم
هر جا بری هر جا که باشی
من دیگه دنبالت نمیرم

خاموشه فانوسه تماشا
تا شیطنت هاتو ببینم
زیباییات اینجا حرومه
شاید که بی ذوقم، همینم

شاید که بی ذوقم، نبینم
زیباییای محشرت رو
کورم، نمیتونم ببینم …
تا که بخونم دفترت رو

پیشم نمون اینجا و برگرد
راهی شو، پیش من حرومی
حیفی توو این رخوت خاموش
تو اعتباری نا تمومی
“سیدعلی پورموسوی”

با درود به چند نکته در این ترانه اشاره می کنم:
بند۱ : بیت اول تشبیه گیسو به طوفان رو دوست داشتم اما در بیت بعد نتونستین ضربه تمام کننده ای بزنین برای جذابیت این تشبیه. اینکه چرا و با کدوم وجه شبه گناه رو تشبیه کردین به آدمی که گیسو داره؟ مصرع پایانی بند کلا تناقض معنایی داره با مصرع سوم. در بند سوم درگیر با گناه هستید و در مصرع پایانی میل به گمراهی ندارید. اگر منظور این هست که درگیری ناخواسته هست و میل ندارین گمراه بشین کمی در پرداخت باید هوشمندانه تر عمل کنین و در مصرع آخر ضربه بهتری بزنین.
بند۲: مصرع آخر یه سکته وزنی وجود داره که البته با ملودی قابل پوششه. بین مصرع اول و دوم یه وصل کمه “عاشقی های با یک…” حسی به یاد ترکیب خوبی نیست چیزیو یادم نمیاره یا هیچ چیزی یادم نمیاره.
بند۳: در ترانه تتابع اضافات ضعف محسوب میشه و به کار ضربه می زنه “زورق معیوب درد” نه تنها زیبایی به کار نداده بلکه ضربه هم زده و همچنین استفاده از کلماتی که در زبان عامیانه کاربرد ندارن به زیبایی ترانه لطمه می زنه مثل “زورق” همچنین برای قایق بیشتر از صفت شکسته استفاده میشه و معیوب صفت مناسبی نمیتونه باشه به خصوص که در کنار طوفان اومده و طوفان قایق رو میشکنه معیوب نمی کنه.در بیت دوم جابه جایی ارکان وجود داره در واقع جای دو مصرع با هم عوض شده طوری که معنا رو گنگ کرده علاوه بر اینکه هیچ تصویر خاصی نداره.
بند۴: در این ترانه پایان باز ته مصرع دیده میشه که شاید در شعر بشه ازش استفاده کرد اما در ترانه جایی نداره. گم گشتگی هایی همیشه چی؟ حذف فعل در پایان مصرع بسیار توو ذوق میزنه ضمن اینکه در زبان عامیانه گمگشتگی کاربردی نداره.بیت دوم خوبه.
بند ۵: از خاطره خالی ترینم درست نیست “ترین” ب ای صفت عالی به کار میره و باید نسبت به دیگران سنجیده بشه و “از خاطره” ایجاد ابهام کرده در معنا و از نظر دستوری درست نیست. فعل مصرع آخر هم بهتر بود نمیام استفاده میشد که به خاطر قافیه به این صورت به کار بردین.
بند ۶: ابهام در معنای بیت اول. نهاد مصرع اول مشخص نیست “فانوس تماشای کی خاموشه؟” “خاموش کردی تا نبینم یا
خاموش کردم تا نبینم” باید باشه.
زیباییات اینجا حروم میشه درسته مگر اینکه منظور حروم بودن زیبا بودن باشه که باز هم درست به کار نرقته که البته با توجه به مصرع بعد معنی اول درست تر به نظر می رسه که البته در کل این بند، بند منسجمی نیست مصرعها ارتباط معنایی ضعیفی دارن.
و مصرع پایانی “همینم” هیچ دلیلی برای وجودش نیست.
بند ۷: این بند به کل از کار بیرون زده و چیزی برای ارایه نداره به خصوص بیت دوم که کاملا بی ارتباطه و فقط یه بند رو پر کرده.
بند ۸: برگرد به کجا برگرده؟ وقتی نمون اومده یعنی اونجا بوده پس به کجا باید برگرده “پیشم نیا و برگرد یا مثلا از راهی که اومدی برگرد”. مصرع دوم دوباره حروم شدن فعلش افتاده.دوباره استفاده از واژه “رخوت” رو می بینیم که در زبان عامیانه کاربردی نداره مصرع سوم همچنین از لحاظ دستوری و معنایی ایراد داره. باید به صورت : “حیفی برای …” یا “حیفه توو این رخوت بمونی” به کار بره. و در کل رخوت خاموش بسیار ترکیب زمختیه برای ترانه.
پایان بندی کار هم بسیار بسیار ضعیفه و بدون هیچ ضربه ای کار بسته شده

با آرزوی پیشرفت روزافزون شما ????

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و سپاس از خانوم رفیعی عزیز برای نقد خوبشون همچنین اداره ی خوب تیم نقد و سپاس از جناب پورموسوی گرامی بابت تکست ترانه شون که برای نقد پیشنهاددادند امیدوارم دوستان بهره ببرند ونقدونظری هم اگر دارند در پای این کار کامنت بگذارند شادوموفق باشید ولایک
مطالب پیشنهادی