تنهایی

یه سایه ام روی دیوارشکسته
یه دیوار ترک داربه گل نشسته

یه غنچه خشک شده ی ناکام
یه سیب سبز کرم خورده بدنام

یه باد لعنت خور، پُرگردغبار
یه ابر سیاه بزرگ بارون نبار

یه ادم که خواست عاشقی کنه
یه تنها که عمرش رو،غنی کنه

یه مرد پرغرور زمین خورده
یه حسه کهنه افتاب خورده

یه داغ یادگاری روی سرنوشت ادما
یه عشق سیاه بخت خوشبخت نما

یکی که دلش پره از این روزگار
یکی که تنها میکشه تنهایی ماندگار

#م_ارپناهی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: