تسکین

تو بیایی ،مهتابو مهمون میکنم
غمِ این دنیا رو زندون میکنم

تو بیایی، زنده میشم و میمیرم
واسه تو جشن ستاره میگیرم

بوی دریا رو ،تو دستات داری
عشق و گرما با خودت میاری

منو با خودت به رویا میبری
از زمین به آسمون زیبا میبری

تو بیایی ،دشتِ شقایق میارم
با خودم یه دلِ عاشق میارم
تو میشی همدم دیرین من
تو میشی مایه ی تسکین من

لب هامو به خنده عادت میدی
به دلم رنگ طراوات میدی

هرزمان که به دلم پا میزاری
وقت رفتن دلت رو جا میزاری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: