آتوپیا…

یه دره ی عمیق/یه جمع متحد/خوشحالو سربه زیر
همراه تا سقوط
احساس اتحاد/یه گله اعتراض! /فکر دموکراسی
شکلش شده سکوت

رویای گندمو/فکر درخت سیب/آخرو عاقبت
نوشخارِ کاهو برگ
فرمان حرْکتو/سمعاً و طاعتا/بی کله بی هوا
رفتن به سمت مرگ

هو هوی باده اون/ عو عویِ برنگرد!
وهم آتوپیا / با ما چیکار کرد؟
هرچند معترض/هر چند دلخوریم
اما با اشتها / سرگرم آخوریم

پشت سر همه/یه نسل خاطره س/ چیزی نمونده جز
اجداد با کلاس!
چیزی شبیه من/چیزی شبیه تو/رفتن میون مه
اندیشه توو کماس

صُب تا غروبمون/تکرار یه نوار/که روی دور تند
میگه فقط برو
یه دره ی عمیق/اون روبه رو ولی/میگن آتوپیاس
که کم داره تو رُ…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

376
۱
۱