باور نکردم…

هنوز باور نکردم که
تو دیگه بر نمی گردی
فراموش کردی قولاتو
که عین همه نامردی…

هنوز باور نکردم که
تو هم میتونی بد باشی
میتونی بی وفایی رو
خیانت رو بلد باشی…

واسم سخته که از یادت
به این آسونی فارغ شم
به قبل از قصه برگردم
یه بار دیگه عاشق شم…

محاله جای دستاتو
بگیره هیچ کی تو دستام
یه کی بعد از تو این جوری
بتونه جاشه تو دنیام…

یه بن بستی تو دنیامه
که هیچ راه گریزی نیست
بگو میمیرم و برگرد
تو برگرد، جون که چیزی نیست…

تو برگرد حتی با این که
خیانت فکرشم سخته
بزار همه بگن سادس
کسی که با تو خوشبخته…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: