خط زندگی…

وقتی مدام دست هیزم شکن تبر میشه

با دلهره ای عجیب درختی پدر میشه

حتی قافیه های زمین رو به سستی میره

جنگل شبیه به دوران عصر حجر میشه

مردی که آرزوش رو به باد میسپره

با قاصدک های سوخته همسفر میشه

نسیم نوازش گر علفهای دشت سبز

گاهی شبیه سمی برای بشر میشه

وقتی دست کشیدی از خودت تو زندگیت

قصه ات شبیه داستانی مختصر میشه

روحی که باید تو معراج با خدا باشه

در جسمی به جنس شیشه غوطه ور میشه

تصمیم رو بد گرفتی که زندگیت

هر روز که میگذره اینطوری هدر میشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: