محرم درپاییز

مشکی به تن کردی که آروم شی
توو این هوای سرد بغض انگیز
حتی درختا زردو پژمردن
بوی محرم میده این پاییز

چشمای تو آبستن اشکه
بغضت گرفته کل دنیا رو
توجمعیت گم میشی و میخوای
برپا گنی دست علم هارو

دستاتو روی سینه میکوبی
اشکاتو روی گونه میریزی
با دسته حرکت میکنی آروم
تو کوچه های زرد پاییزی

این خیمه ها رنگ عزا دارن
ما با غم این خونه همدردیم
از کودکی پای همین سفره
عاشق شدیم و نوکری کردیم

دارم زیارت نامه میخونم
داری منو پر میکنی از نور
از کاروان رفته جاموندم
آقا ! سلامت میکنم از دور

zeinab agam

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • دوستان سلام باتوجه به نقد اقای بهبهانی یه جاهایی از ترانه رو تغییردادم (مشکی به تن کردی وغمگینی تواین فضای از خدالبریز) (دستاتو روی سینه میکوبی اشکاتو بی اندازه میریزی) (این خیمه ها رنگ عزادارن مابا دل این خونه همدردیم)
  • سلام .اگر اجازه بدید این شعر و من دکلمه کنم.
  • سلام زینب خانم. نقد مختصری به بعضی بندهای ترانه تون می نویسم.امیدوارم حمل بر جسارت نشه. مشکی به تن کردی که آروم شی توو این هوای سرد بغض انگیز تو هوای سرد پاییز مشکی تن کردن برای آروم شدن دلیل موجهی نداره.مثلا تو هوای سرد لباس گرم پوشیدن قابل توجیهه ولی جمله ذکر شده برای یک شروع قوی در ترانه زیاد مناسب به نظر نمی رسه. دستاتو روی سینه میکوبی اشکاتو روی گونه میریزی اشکاتو روی گونه می ریزی جمله جالبی نیس. طبیعتا اشک جاری بشه روی گونه می ریزه و جای دیگه نمیشه ریخت که لازم بشه ما بیان کنیم اشکت رو روی گونه می ریزی. این خیمه ها رنگ عزا دارن ما با غم این خونه همدردیم از کودکی پای همین سفره عاشق شدیم و نوکری کردیم با غم خونه همدرد بودن کمی اشکال داره. با این خونه همدرد بودن یا با دل این خونه همدرد بودن درست تره. دارم زیارت نامه میخونم داری منو پر میکنی از نور از کاروان رفته جاموندم آقا ! سلامت میکنم از دور تمام ترانه از زبون شما هست خطاب به سوم شخص.ولی بدون مقدمه و دلیل بند آخر از زبون خودتون روایت میشه و این نظم ترانه رو بهم می زنه. بهرحال تسلط شما به وزن و قافیه و روون بودن ترانه تون و استفاده از المان های مذهبی و محرمی نشون دهنده توانایی شما تو پرداخت موضوعات متنوعه. آرزوی موفقیت روز افزون براتون دارم.
  • سلام زینب عزیز. شعرتون متناسب با ایام و دارای قافیه های قشنگی هست.آرزوی موفقیت دارم براتون.لایک.