نقد خانم رعنا رفیعی بر ترانه آقای امین مظفری

شبیه نوارای جامونده رو داشبورد
پرم از صدا ! اما بی فایدِه است
دیگه حنجرم … واسه فریاد نیست
زبونم رو میگن فقط زایده است

ازون وقت که توو عمق چشمای تو
شدم غرق و موجا پسم میزدن
ازم یه جسد باقیه ! خیس ِشن…
بیابون شدن زیر پاهای من

شب آرزوها ، ازم خواستی
که بند دلامونو ، من! وا کنم
پرستوی عاشق! مهاجر شدی
بزار رفتنت رو تماشا کنم

یه جنگل غرورم تبر خورده و
قلمرو نذاشتی واسه شیر نر
یه آهو فرستاده بودی برام
بجاش کل اقلیم و وردار ببر

توو فصل شکار عاشقت شد دلم
به تقویم شمسی ، نگاهم نکرد
یه منظومه توو چشم تو دیده بود
تظاهر نکرده ! گناهم نکرد !

برو ! دونه و دام مال خودت !
منو از خودم دور کردی ! برو !
منو نیش مارا زمین گیر کرد
تو دیوونه ی تخته نردی ! برو!

تموم مسیر اشتباه اومدم
میخوام اشتباهم رو حاشا کنم
گره باز شد ! بر میگردم ولی…
بزار رفتنت رو تماشا کنم

۱۵-۱

با سلام و احترام
به نکاتی در مورد این ترانه اشاره می کنم:
بند اول: مصرع اول یک رکن (فعولن) بیشتر از بقیه ترانه داره. در مصرع آخر جا به جایی ارکان وجود داره. ولی در کل این بند بند نسبتا خوبیه و مخاطب رو ترقیب میکنه برای دنبال کردنش اما در ادامه دیگه بهش پرداخته نشده و المانی که به این بند اشاره کنه وجود نداره و داستان وارد فضای دیگه ای میشه. استفاده از “رو” خیلی جالب نیست وبیشتر به خاطر پر شدن وزن به کار می ره . لزوم اومدن “رو” فقط بعد از مصوتهای بلنده همونطور که در زبانعامیانه به کار می بریم، بنابراین بهتره به این صورت استفاده نشه.
بند دوم: در مصرع اول، “وقت” به وزن ضربه وارد کرده و یه هجای کوتاه اضافه داره. در مصرع دوم بازهم جابه جایی ارکان دیده میشه. در مصرع سوم باز هم شاهد یه سکته وزنی هستیم همچنین بین “ازم یه جسد باقیه” و “خیس شن” ارتباط معنایی وجود نداره و منظور از خیس شن مشخص نیست اگر گونه به ساحل تشبیه شده باشه مشخص نیست که شن استعاره از چیه چون المانی براش نیومده. مصرع آخر هم که کاملا بی ارتباطه با مصرعهای قبل و پرداخت بسیار ضعیفی داره. “فعل شدن” به چی برگشته؟ اگر به “بیابان” برگشته باید مفرد به کار می رفت و اگر مرجعش المانهای دیگر در مصرعهای قبل باشه، مثلا “موجا” ، که تبدیل شده به بیابون هم پرداخت خوبی نداشته و موفق نبوده.
بند سوم: “شب آرزوها” منظور خودشو نرسونده شب ارزوها باید یه ضمیری داشت یا مثلا یه حرف اضافه که حالت قید بهش بده مثلا “توو شب آرزوها” یا “توو شب آرزوهامون”
“بند دلامون” طوری استفاده شده که انگار هرکس دلش یه بند داره و خواستین بازش کنین در صورتیکه منظور بند بین دلها بوده و باید با پرداخت بهتری میومد. “من” حشوه. مصرع سوم پرستو به طور ذاتی مهاجره بنابراین مهاجر سدی معنی نداره برای نشون دادن مهاجرت از پرستو به عنوان تشبیه استفاده میشه مگر اینکه شاعر در پی نشون دادن مهاجرت پرستو در خارج از فصل بوده که با توجه به مصرع اول میشه به این حدس دور رسید و بهتر بود انسجام بین مصرعها محکمتر بود و طوری مهاجرت رو می آورد که مخاطب به این برداشت منطقی برسه.
بند چهارم: زمانی که “و” عطف به کار میبریم دو جمله باید از هم تبعیت کنن بنابراین یا باید برای هر دو فعل معلوم بیاد و یا مجهول که با توجه به کل بند بهتره معلوم به کار بره. در بیت دوم یه مفهوم کنایه گونه در حال شکل گیری بوده که ناقص مونده و سراینده نتونسته خیلی خوب از عهده ش بر بیاد. مثلا بهتر بود مصرع سوم به صورت سوالی و در واقع استفهام انکاری مطرح بشه به طور مثال “چی آورده بودی به جز..؟” همچنین “آهو” مشخص نیست استعاره از چیست و باز هم سراینده المانی براش نداره.
بند پنجم: فصل شکار فقط مختص تقویم شمسی نیست و آوردن تقویم شمسی دلیلی نداره. مصرع سوم و اومدن “منظومه” می تونست یه اتفاق خوب و یه فضاسازی خوب رو با توجه به مصرعهای قبل رقم بزنه و به کارکرد متفاوت تری از این واژه برسه. در مصرع آخر شاهد دو جمله تابع هستیم که باید از نظر زمانی از هم پیروی کنن ” تظاره نکرد گناه هم نکرد” یا “تظاهر نکرد گناه هم نکرد” یا ” نه تظاهر کرد نه گناه کرد”.
بند ششم: مشبه و مشبه به در تشبیه دانه و دام مشخص نیست. در این بند با یک سری واژگان مرتبط اما در عین حال پراکنده رو به رو هستیم. در صورتیکه سراینده می تونست با بازی تخته نرد و مار و پله تصویر بهتری بسازه و پرداختش رو به سمت ایجاد ایهام تناسب بین بازیها وتصویر کل کار که فضای جنگل هست سوق بده.
بند هفتم: حاشا کردن اشتباه ربطی به برگشتن از مسیر نداره و میشه گفت یه جورایی نقضش میکنه. باز شدن گره اگه بر می گرده به همون بند دل انقد با فاصله اومده و بین این دو مصرع ازش صحبت نشده که ارجاع ذهن مخاطب بهش سخته و بیشتر به نظر میاد این گره معنی حل شدن مشکل رو بده که در این صورت هم این سوال پیش میاد که کدوم مشکل؟ مصرع پایانی برای پایان بندی خوبه ولی نیاز به حمایت مصرعهای پیش داره.

در کل این کار پتانسیل بالایی داره برای ارایه یه کار قوی به شرط اینکه سراینده تشبیهات و استعاره های ناقص و رها شده رو به سرانجام برسونه.
قلمتون مانا

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خانم رفیعی عزیز خیلی خیلی ممنون از نقدتون ، قطعا سعی میکنم در ترانه پیشرفت کنم ، باز هم مرسی و موفق باشین
  • سلام بسیار ممنون از نقد خوبتون خانوم رفیعی عرض سپاس از جناب مظفری که تکست ترانه شونو پیشنهاد کردند برای نقد امبدوارم دوستان بهره ببرند و اگر نظر و نقدی به ذهن دوستان هم میرسه در مورد ترانه وحتی نقد ترانه نظراتشون رو ابراز کنند با آرزوی توفیق روزافزون
مطالب پیشنهادی