تا ثریا(مربوط به فراخوان ترانه ملی)

به نام خدا
جوون !ستاره میشی با اراده
میون آسمون عشق و ایمان
اگه رویاتو جدی تر بگیری
جوونه میزنی تو خاک ایران

تویی تنها امید سرزمینی
که زیر بار منت تن نمیده
نترس از این شبای بی ستاره
سفر کن تا رسیدن تا سپیده

سفر باید از این درجازدن کرد
به موندن پای تو عادت نداره
نگو سخته عبور از شب که بی رنج
رسیدن به هدف لذت نداره

نگو تا قله رفتن کار من نیست
نگو پروازو میبینم به رویا
تو میتونی برای فتح دانش
بری تا بی نهایت تا ثریا

میخوان تاریخ و از چنگت درآرن
نباید این وسط آرام باشی
از اول هم خلیجت فارس بوده
توباید حافظ این نام باشی

کمر بسته به نابودی میهن
کسی که تو به روش درهارو بستی
تا وقتی که بترسه دشمن از تو
تو این دنیا ا بر قدرت تو هستی

شکسته پشت تحریم از تلاشت
شده بیگانه از این غم زمین گیر
رها کن لحظه هاتو از هجوم
شکایت های تلخ دست وپاگیر

توعصر سنگرو تیرو گلوله
چشیدی سردو گرم روزگارو
اگه پاییز بخواد باز حمله ور شه
تو میتونی که فاتح شی بهارو

پر از شوری پر احساس بودن
جوونی و لبت باخنده یاره
حواست باشه از فرمول شادی ت
نتونه دیو غم سر در بیاره

zeinab agam

از این نویسنده بیشتر بخوانید: