گـرگ…

پـر از بوی سیگار شده تو اتاق
به سختـی پـک آخـرو می زنـم
تورو توی قلبم دارم می کشم
رگ خـاطـرات تـورو مـی زنـم

من حسم به این رابطه خوب نیس
کنار میکشم تا پشیمون نشم
نباید تو این حس دیگه پیش برم
تا یک روز اگه رفتی داغون نشم

یـه ترسی به جون من افتاده که
من حسم به این رابطه خوب نیس
درختای جنگلن میفهمن منـو
مگه دسته ی اره از چوب نیس

شکست خورده ی جنگ عشقم ببین
من از عشق قبلم پر از ترکشم
برام سخـته بازم حماقـت کنـم
نمـیخوام دوباره بری ترک بشم

یه گرگم که زخمی شدم فک کن
خیـانـت در اعتـمادم رو بـست
به سختی به هم دیگه چسبوندمش
دلی رو که از عشق قبلیم شکست

چقد این روزا این دروغ مسخره س
چشـام قـرمزه اما از گریه نیس
باید دستامو تکیـه گاهـم کنـم
آخـه شونه ای واسه تکیه نیس

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدی شفیعی

مهـدی شفیعـی،۱۲/۲/۱۳۷۶ از سال ۹۳شروع به نوشتـن کــردم.. و در نهایـت بغــض هایی کـه ترانـه شـدنـد.. چـون کـه خودم زخـم خورده ی عشـقم واسـم خیـانت واژه ی درده تو اکـثر شعـرای من تو هسـت یکـ تو کـه یک روزی ولـم کرده