قلمروهایی از جنس تارها و طنین (منوچهر آتشی)

manouchehr_atashi

اکنون که قناری ها
را سر می برند
اکنون که باز
سودازدگانی کباب جگر چکاوک را خوش دادند
کودکانمان را چه گونه فردا یاد آریم
که
پرندهای بوده و آوازی
و قلمروهایی
از جنس تارها و طنین؟

منوچهر آتشی

منوچهر آتشی (۲ مهر ۱۳۱۰، دهرود شهرستان دشتستان استان بوشهر – ۲۹ آبان ۱۳۸۴، تهران) شاعر و مترجم معاصر ایرانی بود.

سبک شعری

منوچهر آتشی در اواخر دههٔ ۳۰ با آهنگ دیگر در شعر معاصر به تجربه‌ای تازه دست می‌زند. او با کشف و شهود در طبیعت جنوبی و وحشی به نوعی خشونت غریزی در شعر دست می‌یابد. اما آنچه خشونت شعری آتشی را از عنصر خشونت آشفته و غیرمنسجم برخی از شاعران قبل و بعد از خودش (مثلاً از نصرت رحمانی یا کیومرث منشی‌زاده) متمایز می‌کند به‌جز حضور «جنوب»، لحن حماسی آن است.[۱]

شعرهای آتشی در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ شعر کویر است و عناصر طبیعی این کویر حماسه و خشونت را با هم می‌آمیزد. گذشته از آن، عشق و امید و آرزو نیز خود را به این طبیعت جنوبی غرق می‌کند و احساس تنها در مثلث خشونت-حماسه-جنوب چهره نشان می‌دهد.[۲]

مرگ

منوچهر آتشی ۲۹ آبان ۱۳۸۴ بر اثر ایست قلبی در سن ۷۴ سالگی در بیمارستان سینا تهران درگذشت و در بندر بوشهر به خاک سپرده شد. وی چند روز قبل از مرگش در مراسم چهره‌های ماندگار به عنوان چهره ماندگار ادبیات معرفی شده بود.[۳]

آثار

مجموعه‌های شعری زیر از آثار اوست:[۴]

آهنگ دیگر ۱۳۳۸
آواز خاک ۱۳۴۶
دیدار در فلق ۱۳۴۸
بر انتهای آغاز ۱۳۵۰
گزینه اشعار ۱۳۶۵
وصف گل سوری ۱۳۷۰
گندم و گیلاس ۱۳۷۱
زیباتر از شکل قدیم جهان ۱۳۷۶
چه تلخ است این سیب ۱۳۷۸
خلیج و خزر ۱۳۸۰
باران برگ زوق: دفتر غزل‌ها ۱۳۸۰
اتفاق آخر ۱۳۸۰
حادثه در بامداد ۱۳۸۰
ریشه‌های شب ۱۳۸۴
غزل غزل‌های سورنا ۱۳۸۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید: