نمی سوختی

یه کبریت قبل یه شعله
یه جنگل قبل نابودی
تو ای سیگار نیمه جون
تا پیش از این کجا بودی
نمیسوختی روی لبهام
اگر چه شعله ور بودی
تو نه باری روی دوشم
سبک مثله یه پر بودی
هوا خواه تو بودم که
نفس تنگ بودو میدیدی
اهای اتیش تو سینه
تو از دست کی ازردی
برو رویی داره چهرت
تنت سبزه شبیه کاج
منم یه فیل درمونده
که کشته میشه واسه عاج
یه رنگین پوست بی رنگم
توو افریقای باورهات…
یه بچه اهوی تشنه…
که سیراب میشه از چشمات
چقدر نزدیکه به شعرم
بوی سیگار نه عطر زن
من بیرون خیره به ماهم
تو هم خوابیدی توی ون

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام محسن جان .بعضی اصطلاحاتتو درک نمیکنم.یا اون چیزی که درک میشه مناسب نیس که به بقیه کار صدمه میزنه.مثلا آفریقای باورهات اگرم تعبیر درستی حسابش کنیم ما رو یاد باورهای عقب مونده میندازه که صد در صد تعریف از معشوق نیس.بعضی تعابیرت عالی بود .موفق باشی