زن

منم همزاد برگ و آب و ریشه
به دنیا اومدم تا زن بمونم
به دنیایی پر از دلواپسی ها
به دنیا اومدم تا من بمونم

واسه رفتن از این دنیای بی رحم
یه سیب سرخُ با دستام میچینم
همیشه آرزو کردم که باشی
کنارت تا ابد با تو می شینم

خدا حوا شدن رو سهم من کرد
یه احساسی شبیهه دل سپردن
یه شونم مرهم شب گریه ی مرد
یه شونم واسه ی لالایی گفتن

تو رو می بوسمت آروم جونم
مگه میشه یه زن عاشق نباشه
توو دنیای یه زن تنها یه مرده
که تا هرجای دنیا پا به پاشه

به دنیا اومدم تا زن بمونم
همیشه سهم تو آغوش من بود
رو لب هام واژه ی آزادی پوسید
شاید تنها گناه زن همین* بود

*پ.ن : رعایت نکردن قافیه تعمدی است.

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: