پرواز کرگدن

دچار بی‌وزنی شدید و / توو فکر پروازِ کرگدن!
صدایی نیس توی حفره‌ی گوش / به جز صدای گلنگدن

بیا به جشنِ شکار و آتیش / بیا برقصو منو نیگا کن
سرم که قابه میون دیوار / به افتخارش هیپیپ هورا کن!

نشسته عکسم میون چشمات / تموم وزنت رو کولِ من بود
پرنده بودی کنارِ گوشم / همیشه حرفت یکی شدن بود

تفنگ خالی / با عطرِ باروت! / توو زوزه‌ی باد
دُرُس میونِ / چشایِ ماتم / یه نقطه افتاد!

نشد شبیه‌ِت پرنده باشم / نَرَف به خرجت که کرگدن شی
نشد که پَر در بیارم اما / تو هم نخواستی شبیه من شی

نخواستم از تو جدا بمونم / نخواستی پوستِ کلفتِ من شی!
نمی‌شد حتی دلیلِ پرواز / توو آرزویِ یه کرگدن شی؟

شکسته دیوارِ صوتی اما / نشونی از پوکه رو زمین نیس
سِکندری می‌رمو کسی هم / به جیغو هورای تو ظنین نیس.

تفنگ خالی / با عطرِ باروت! / توو زوزه‌ی باد
دُرُس میونِ / چشایِ ماتم / یه نقطه افتاد!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

445
۴
۳

  • بسیار زیبا ترجیع بندشو خیلی دوست داشتم
  • سلام آقای دمی زاده ناب و موندگار باید چند بار بخونم تا درکش کنم پرواز کرگدن عالی بود
  • جناب دمی زاده تبریک.مثل همیشه عالی به خصوص ترجیع بند تفنگ خالي / با عطرِ باروت! / توو زوزه‌ي باد دُرُس ميونِ / چشايِ ماتم / يه نقطه افتاد!
  • سلام چه تصویر محالی ست پرواز کرگدن و چقدر کرگدن داریم و آسمان هم آغوش باز کرده اما چه کند کردگدن اول از دسته ی خود باید به دسته پرندگان درآید و سپس به پرواز باید فکر کرد اما پرندگان کرگدن را پرنده نمیداند و آسمان هم فقط پرنده را میشناسد ! بسیار گل گفتید سخن از زبان دل ما گفتید بسیار عالی و لایک