به تو لعنت ای زمونه

روزی که از خونه رفتی
دعا همراه تو کردم
ولی فکر این نبودم
دیگه زندگیت تمومه

چه جوری دلت میومد
عشقتو تنها بزاری
رشته عمری که کردی
بین تیغا جا بزاری
ولی افسوس دیگه دیره
به تو لعنت ای زمونه

یادته اون روزا با هم
چه حکایتا که داشتیم
سرمونو رو یه بالش
یا کنار هم میزاشتیم
چشم زیبا و سیاهت
حالا از بین ما دوره
دیگه خوشحالیه بی تو
بی مرامی و حرومه

همه میگن که تو خوبی
خوبی بعد تو سفر کرد
رفتنت شاخه سبزه
زندگی رو بیثمر کرد
بگو جرم همنشینت
بجز عشق تو چی بوده

آرزوم اینه که حالا
تو بهشت آروم بگیری
دیگه اونجا زنده باشی
به همین زودی نمیری
زنده موندن بی تو
اگه اجباری و زوره
از خدا میخوام که زودتر
منو پیشت برسونه

البته من ترانه سرا نیستم و بیشتر ترانه به صورت آواز پاپ میخونم -این ترانه هم برای پسر خاله عزیز و دوستم امیر هستش که پارسال در تصادف فوت کرد و ماجراهای بعد فوتش منو بیشتر به غم فرو برد-امیدوارم خدا همه ما انسانها رو از طمع و دروغ حفظ کنه
رادین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: