تاوان

من که تاوان گنامو داده بودم
من که از چشم همه افتاده بودم
کار دنیا شده بازی با دل من
من چقد پیش نگاهت ساده بودم
حالو روزم مثل یک رویای پوچه
مثه یه پرنده که تو فکر کوچه
از گذشته خاطرات تلخی دارم
چجوری سختی رو پشت سر بزارم
پر تشویشمو حالم گفتنی نیس
گل پژمرده ی لب شکفتنی نیس
تو مسیر سردو تاریک تو بریدی
زخمی که به قلب من زدی ندیدی
جا گذاشتی هرچی بوده و نبوده
چشام از درد ندیدنت کبوده
میدونم یه روزی دنبالم میگردی
آخر قصه خوشه تو برمیگردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: