هوا…

هوا خوبه و جای تو خالیه

داره نرم و آهسته بارون میاد

تو که خوب میشناسی این عاشقو

توو بارون دلش راه رفتن می خواد

 

یه تصویر از تو توی ذهنمه

که کم کم داره محو و بی جون میشه

ولی قلب من که هنوز با توئه

یه تصویر تازه ازت می کشه

 

هوا خوبه و حال من خوب نیست

دارم باز با گریه هذیون می گم

ببین رفتن تو چه کرده باهام

که درد دلامو به بارون می گم

 

توو فکرم کنارت قدم می زنم

توهم برام عین عادت شده

نمی دونم اما خوده واقعی ت

توو کافه با کی گرم صحبت شده

 

هوا عاشقانتس اونقدر که

فراموش کردی که حالم بده

تو درگیر احساس تازه ت شدی

به روتم نیاوردی بارون زده

 

یه وقتایی فک می کنم با خودم

شاید آسمون رو سرت آبیه

اگه یاد من نیستی بت (بهت) حق میدم

هوا سمت تو…

شاید آفتابیه!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: