این هوا…

این هوا عطرتو کم داره
این خیابون هر دو تا مونو
هر چی چتره آرزو دارن
دست تو باشن این بارون و…

خاطراتت مونده تو قلبم
خودت اما دوری از دستام
این بهارم بی تو پاییزم
سردِ سردِ سردِ دنیام…

نیستی و من این خیابونو
با چه عشقی تا تهش رد شم
جرم من چی بوده این جوری
بعد تو محبوس ابد شم…

کل این شهر عین زندونه
وقتی عطر تو رو کم داره
من فقط نیستم که غم دارم
کل این شهر بی تو غم داره…

این چنارا شکل من باتو
خاطرات زنده ی شهرن
مثل من بعد تو با بارون
با خیابون ، با همه قهرن..

نیمکتای چوبیه این پارک
منتظر موندن که برگردی
حرف رفتن کی زدی تامن
باورم باشه که نامردی…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: