حال بد

دلم گرمه به اینکه تو اینجایی
ولی پیش من با خودت تنهایی
قدم میزنی هر دفه با یکی
با فکرت قدم میزنم هرجایی

تو حرفاتو کارات رو لجبازیه
از عشقم فقط حرفشو میزنی
همیشه منم که کوتا اومدم
ولی مدعی میشی مثله منی

عجیبه برام حسای امروزم
چه طور از پس این روزا بر بیام
تو با من بدی من با دنیا بدم
تورم با تموم بدی هات میخوام

همه آدمایی که دورم بودو
تو دیدی چجوری گذاشتم کنار
نه عاقل شدم نه مثه قبلا ام
که دیوونگی هام تمومی نداش

نجاتم بده غرق تنهایی ام
شریکی تو این انتخاب غلط
همه فکرم اینه چجوری نری
من عادت ندارم به این حال بد

یه جاده جلو چشممه اما خب
یه حسی نمیخواد ازت بگذرم
با فکره نبود تو ام میشکنم
حقیقت نداره بزارم برم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: