سرمه‌ی چشمام

خاکِ پاهات، سرمه‌ی چشمامه هر شب
عطر خوشرنگِ نگاهت، پا به پای لحظه‌های نابِ هر شب

از چشای تو گرفته تا دل مثل بهارت
دستبوسِ اون حضور گرم و پر حسّم کنارت

سبز و پر رنگِ نفسهام، وقتی تو عمقِ نگاتم
داغِ داغ و پر حرارت، عاشقِ رنگ چشاتم

مهربون؛ شیرین زبونم، من اسیرِ دامِ رنگین صداتم
غنچه پیشت کم میاره، عاشقِ اون پاکی بی انتهاتم

خاکِ پاهات، سرمه‌ی چشمامه هر شب
عطر خوشرنگِ نگاهت، پا به پای لحظه‌های نابِ هر شب

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقاي دزفولي..ترانه شما تنها 4 بند دارد كه بسيار كوتاه است حداقل 4 بند بايد به اين ترانه اضافه كنيد.در بيت اول هم كه به جاي قافيه از رديف استفاده كرديد.براتون آرزوي موفقيت دارم.
    • سلام جناب استاد ایرانی؛ بسیار سپاسگزارم که به ترانه ی من سر زدید و سعیم اینه که شعرام رو کمی طولانی تر کنم منتها چون باید حسم رو برقرار کنم تا بتونم ترانه یا شعر بگم، گاها این احساس پاک، مقطعی و زودگذره و نمیخوام بصورت تحمیلی بقیه ی اون حس رو شبیه سازی کنم و به ترانه یا شعرم اضافه کنم. اما شما درست می فرمایید و بهتره که بیشتر بشه. در ترانه ی جدیدی که ان شاله به زودی منتظر میشه به نام (بالهای رنگی) سعیم این بوده که این مشکل رو بتونم برطرف کنم. جدا سپاسگزارم به خاطر این همه محبت شما.
  • سلام جناب شهباز عزیز. خیلی ممنونم که شعرم رو خوندی و امیدوارم شعرای دیگه رو با مضامین مختلف بتونم بگم. البته سعیم همیشه این بوده که تجربیات خودم رو در قالب شعر بیان کنم. تجربیاتی که شاید عصاره ی چند سال زندگیه. بسیار ممنونم.
  • زیبا بود.