بگو

نشستم که رویامو پر پر کنی
ببینی چقد گریه کردم برات
ببینی چقد سخته تنها شدن
واسه مردی که عمری مونده به پات

نشستم ببینم کجا میگذری
از این قصه و این همه خاطره
چقد با خودت گریه کردی شبا
تا این زندگیمونو یادت بره

بگو تا کجا باید این دردو من
بدون حضورت تماشا کنم
چقد بشکنم خسته شم از خودم
چقد حال زارم رو هاشا کنم

بگو بر میگردی،عذابم بسه
بگو فاصله خسته کرده تو رو
هوای منو کرده بازم دلت
دیگه تا ابد بِم نمیگی برو

بذار خسته شه نامیدی ازم
بگو مثل سابق همون آدمی
تا هر جا که باشه دلت با منه
تا وقتی نفس داری همراهی

بگو تا کجا باید این دردو من
بدون حضورت تماشا کنم
چقد بشکنم خسته شم از خودم
چقد حال زارم رو هاشا کنم

علیرضا امیرحسینی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: