معجزه

تویِ چشمایِ قشنگت ،نقشی از معجزه پیداست

کی میگه دریا قشنگِ، وقتی چشمای تو اینجاست

موج موهای سیاهت، ساحلِ دستامُ تر کرد

عمق اون نگاه زیبات،  دلمُ دیونه تر کرد

 

شعر تو مث حریرِ، مث قطرهای بارون

نرم وآهسته میخونه،میریزه رو تَن ناودون

داره حرفای قشنگت، میشینه تو عمقِ جونم

واسم از عاشقی میگی، وقتی من غرقِ جنونم

 

باتو میسوزه تن من،از تو وُ گرمی دستات

با تو آرامش میگیرم، از حرارت نفسهات

من از این دستای گرمت،یه بغل خاطره دارم

تا نفس دارم و هستم ، تورو تنها نمیذارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: