ن

نگا کن کجای مسیرو داری
تو دوره حضورت یه خط میکشی
تموم کردی این ارتباطو ولی
میدونم همین لحظه روو خطّشی

نگا کن سر هر چی که “داشتم”
تو رفتی و حالا یه “نون” اومده
یه روزی همه زندگیت بودمو
حالا روو لبت اسم اوون اومده

میخوای عکسای یادگاریمونو
بسوزونی یا نه، مچاله کنی
دلت بوسه با طعم تازه میخواس؟
یا میخوای یکی دیگه رو له کنی؟

واسه تو مث بازیه عاشقی
که توو ذاتشه برد و باخ عادیه
یکی دل میبازه تو دل میبری
شکستم یکی، باز دلت راضیه

به راهت ادامه بده بی خیال
فقط اینو از حافظت کم نکن
به اونیکه بعده منه رحم کن
دیگه قلبشو خونه غم نکن

نگا کن که پشت سرت یک نفر
داره زندگیشو به خون میکشه
چه بی رحمه جای نبودت ببین
واسم داره خطّ و نشون میکشه

سر هر چی توو زندگیم “داشتم”
تو رفتی و حالا یه “نون” اومده
به جایی رسوندی تو کاره منو
که توو حالم حسّه جنون اومده

محمد قاسمی (شاهد)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: