منو شبو بارون

بازم یه شب بارونو من

گریه ی پشت پنجره

وسوسه ی شکستنه

قفل سکوته حنجره

 

دوباره کار من شده

بستن بال خاطره

شکنجه ی پرنده ای

که خیلی دوس داره بره

 

پرنده ای که نمیخواد

اسیر این خونه بشه

توو این سکوت لعنتی

عاصی و دیوونه بشه

 

کنج قفس نشسته وُ

شبیه مرده ها شده

توو فکر پروازه ولی

از آسمون جدا شده

 

دوباره بارونو سکوت

فنجون چای و صندلی

دوباره سر رسیدن

شب با لباس مخملی

 

ستاره ها برق می زدن

توو چشم با کلاس اون

بارون زد و حالا شدن

پولکی لباس اون

 

بازم یه شب بارونو من

گریه ی پشت پنجره

وسوسه ی شکستنه

قفل سکوته حنجره

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)