تو…

وقتی که دلتنگی به قلبه من
محکم داره هی مشت میکوبه
تورو یک لحظه دیدن کافیه تا که
بفهمم عشق با چشمات چقد خوبه

درست اون لحظه ای که غرق افسوسم
درست وقتی که تر مشن دوتا چشمام
همون موقع اس که با دلگرمیات میشه
بفهمم واقعا چی از خدا میخوام

همون لحظه که پر میشم به دلشوره
همون وقتا که از تنهایی لبریزم
میای و عطرتو پر میشه تو جونم
و من واسه دوتامون قهوه میریزم

تمومه لحظه های زرد پاییزیم
همون وقتا که دنیام ماتمه محضه
بهار و با خودت میاری تو خونه
مثل تحویل ساله با تو هر لحظه

۲۲.۱.۹۵ ۲.۲۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و درود مهسا بانو... بسیار ترانه زیبایی بود... موفق باشید
  • سلام درست اون لحظه ای که غرق افسوسم درست وقتی که تر مشن دوتا چشمام همون موقع اس که با دلگرمیات میشه بفهمم واقعا چی از خدا میخوام این قسمت کار خوبه همون لحظه که پر میشم به دلشوره پر میشم به دلشوره از لحاظ نحوی درست نیست به جای به از مناسب تره تمومه لحظه های زرد پاییزیم همون وقتا که دنیام ماتمه محضه بهار و با خودت میاری تو خونه مثل تحویل ساله با تو هر لحظه این قسمت یه پایان خوب واسه کاره و کار به زیبایی به انتها می رسه در کل ترانه ی خوبی می تونه باشه اگه یه چن بیت دیگه بهش اضافه کنید .چون تا مخاطب میاد با فضای کار آشنا بشه کار تموم میشه موفق باشید
  • ترانه یکدست و با احساسی بود. تبریک بانو معصومی. فقط اون مصرع (و من واسه دو تامون قهوه میریزم) مفهومِ خوبی داره ولی استفاده از(و) در ابتدای مصرع به نظرم از زبان ترانه و محاوره بودن در میاد البته این نظر شخصی و میتونه اینطور نباشه. موفق باشید
  • سلام خانوم معصومی کار خوب و پر حسی بود موفق باشید
  • سلام خانم معصومي..ترانه خوبي بود .موفق باشيد.
  • خیلی زیبا بود موفق باشی...
  • سلام بانو خیلی زیبا بود و با نظر محمد جون موافقم
  • سلام خانوم معصومی... ترانه ی خوبی بود مخصوصا بند آخرشو دوست داشتم... فقط یه نکته اینکه تعداد هجاهاتون بین نه و دوازده متغیر بود... مخصوصا بند اولتون هماهنگی لازمه رو از لحاظ هجا نداشت... چون اکثر مصرع ها دوازده هجا بود اگه همشونو یک دست میکردین زیباییش دو چندان میشد... موفق باشید
  • درود بانو ترانه خوبی بود افرین پر از اساس بود وقتی که دلتنگی به قلبه من محکم داره هی مشت میکوبه تورو یک لحظه دیدن کافیه تا که بفهمم عشق با چشمات چقد خوبه شروع خوبی داشتی بانو خیلی خوب بود اما بعد از مصرع دوم انتظار یک اتفاق داشتم در پاسخ به دلتنگی بیت دوم کاملا بی ارتباط بود با بیت اول مصرع سوم هم نیاز به که نداشت بدون که هم مفهوم بیت کامل بود درست اون لحظه ای که غرق افسوسم درست وقتی که تر مشن دوتا چشمام همون موقع اس که با دلگرمیات میشه بفهمم واقعا چی از خدا میخوام البته اشتباه نگارشی میشن بود فکر کنم بند خیلی خوبیه افرین ولی ارتباطی بین افسوس و دلگرمی نمیبینم افسوس برای چیزی هست که از دست رفته و بعد همون شخص میاد و دلگرمی میده? fبه نظرم درست نیست تر میشن چشمام خیلی دیگه کلیشه ای شده بانو میشد از تصویر بهتری استفاده کرد همون لحظه که پر میشم به دلشوره همون وقتا که از تنهایی لبریزم میای و عطرتو پر میشه تو جونم و من واسه دوتامون قهوه میریزم پر میشم به دلشوره غلطه از دلشوره درسته که وزنتو بهم میزنه ضعف داشت این مصرع وزن مصرع اخر هم مختل ولی بند خوبی بود دوست داشتم تمومه لحظه های زرد پاییزیم همون وقتا که دنیام ماتمه محضه بهار و با خودت میاری تو خونه مثل تحویل ساله با تو هر لحظه بند اخر خیلی خوب بود ولی زرد حشو چون پاییز خودش نماد زردی هست در کل ترانه خوبی بود ولی روایت خاصی نداشت هر بند جدا جدا خوب بود بهتر بود دوتا بند هم بهش اضافه می کردی یه جورایی ترانه فقط سر و ته اشت وسط ترانه اتفاق خاصی توش نیفتاده بود جسارت منو ببخشید موفق باشید