تنهایی مهلک

توو این تنهایی مهلک عذابم جای خالیته
دارم دق میکنم برگرد می دونم خوب حالیته
از اعجاز چشاته که هنوزم روی پاهامم
نمی افتم به پای مرگ تا وقتی که دوست دارم
درسته نیستی اما هنوزم خاطرت سبزه
هنوز آغوش گرم تو به این سیاره می ارزه
توو این تنهایی مهلک امیدم اینه برگردی
بگی چندتا شب و بی من بدون عشق سر کردی
می خوام باز مثل اون روزا کنارت غرق رویا شم
یه بار دیگه با من باش بزار باز عاشقت باشم
تماشایی ترین روزام به دست تو رقم میخورد
همون لبخند شیرینت غم و از خاطرم می برد
درِ پنجره ها بازن شاید از دور پیدا شی
چقدر این لحظه رو دیدم رو این بومای نقاشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

665
۱۳

  • سلام دوست عزیز عالی بود و زیبا توو این تنهایی مهلک امیدم اینه برگردی بگی چندتا شب و بی من بدون عشق سر کردی
  • سلام بر شما جناب کنعانی کار زیبایی ازتون خوندم فقط راجب درست بودن یا زیبا بودن هم قافیه شدن پاهامم و دارم تردید دارم.موفق باشید
  • نکات لازم رو دوستان اشاره کردن... در کل خوب بود... موفق باشید :)
  • سلام علیرضا جان ترانه زیبا و روونی بود با بخش زیادی از حرفهای نیما موافقم قافیه "پاهامم" و "دارم" خیلی جا افتاده نیست. فقط یه حرف مشترک دارن و به زیبایی کار لطمه زدن. مصرع اول بیت آخر هم سکته داره و دو هجای کوتاهی که اول مصرع آوردی کمی ریتم کار رو دچار وقفه می کنه. در کل ترانه روونی بود موفق و شاد باشی
  • سلام دوست عزیز منتطر کارهای قویتری از شما هستم.پایدار باشید.
  • درود علیرضا جان ترانه خوبی بود جسارت چند تا نکته به نظرم رسید عرض میکنم خدمتت توو این تنهایی مهلک عذابم جای خالیته دارم دق میکنم برگرد می دونم خوب حالیت تو این بند به نظرم قافیه حالی و خالی درست نباشد عذابم جای خالیته جابه جایی ارکان خیلی بده اسیر قافیه شدی ایراد وزنی هم داره خوب از وزن خارجه از اعجاز چشاته که هنوزم روی پاهامم نمی افتم به پای مرگ تا وقتی که دوست دارم بند خوبی بود فقط ایراد قافیه داشت درسته نیستی اما هنوزم خاطرت سبزه هنوز آغوش گرم تو به این سیاره می ارزه این بند هم خوب بود ولی ارتباط سیاره با خاطره و آغوش رو نفهمیدم و بعد اینکه گفتی این سیاره کدوم سیاره؟ قبلش هیچ توضیحی ندادی توو این تنهایی مهلک امیدم اینه برگردی بگی چندتا شب و بی من بدون عشق سر کردی قافیه ات خیلی خوب بود آفرین ولی دو تا بیت ارتباط ندارن و تضاد هم دارن امیدت آینه که بر گرده و بهت بگه چند شب رو بی عشقت سر کرده ؟ جالب نیست می خوام باز مثل اون روزا کنارت غرق رویا شم یه بار دیگه با من باش بزار باز عاشقت باشم این بند باز عاشقت باشم ؟ مگه این ترانه از زبان عاشق نیست ؟ جالب نبود اصلا به کل کار ضربه زده چون روایت ترانه از زبان عاشق بوده حالا میگی که عاشقش نیست و دوباره میخواد عاشق بشه تماشایی ترین روزام به دست تو رقم میخورد همون لبخند شیرینت غم و از خاطرم می برد تماشایی ترین روزام جالب نبود برام شاید خاطره میگفتی بهتر بود همون لبخند درست نیست کدوم لبخند قبلش از لبخند توضیحی ندادی درِ پنجره ها بازن شاید از دور پیدا شی چقدر این لحظه رو دیدم رو این بومای نقاشی در و پنجره ها بازن یا در پنجره ها ؟ فقط میگفتی پنجره ها بازن منظورت رو میرسوند در کل بند خوبی بود و برای پایان بندی خوب بود ترانه ات خیلی یکنواخته بیشتر انتظار داشتم از مهلک بودن ترانه بگی ولی بیشتر از بازگشت حرف زدی اینا فقط نظر شخصی من بود موفق باشی رفیق
    • البته نگاه کردم خالی و حالی هم قافیه هستن ببخشید من اشتباه کردم
      • سلام نیما جان ممنون از نگاه موشکافانه و دقیقت . انشالله با راهنمایی ها و نقد ها سازنده ی شما دوستان کار رو یه ادیت کلی میکنم و نظرات دوستان رو اعمال میکنم. پایدار باشی دوست من