تو رو می شناسم ای با من غریبه …

۱۲۱۹۱۴۷۱_۱۱۸۰۲۱۰۸۴۵۳۲۷۲۵۰_۸۱۰۹۴۴۰۱۴۶۴۲۵۵۴۴۳_n

اگه چه جای ِ تو خالی و نیستی
ولی عکست همیشه روبرومه
اگه از یاد ِ من رفتی عزیزم
تموم لحظه های ِ من حرومه

تو رو دوست دارم ای عاشق تر از باد
که می پیچه به موهایِ پریشون
می دونی حاصل عمرم تو هستی
منم عمری به چشمای ِ تو مدیون

تو رو دوست دارم ای عاشق تر از ماه
که هر شب عشق ِ تو به من می تابه
می دونی این شبا حسِ نبودن
نمی زاره چشام راحت بخوابه

اگه چه جای ِ تو خالی ِ اما
هنوزم گرمی ِ دستات ُ دارم
یه وقتایی که حالم خیلی خوب نیست
با عکاست زخمامو مرهم می زارم

تو رو می شناسم ای با من غریبه
برای من طلوعی و غروبی
تموم عمرم و یاد تو بودم
میون قصه های خوب بی بی

تو رو می شناسم ای با من غریبه
تو که با من ولی از من جدایی
میون خاطراتت یاد ِ من باش
شاید باعث بشه زودتر بیایی

اگه چه جای ِ تو خالی و نیستی
ولی عکست همیشه روبرومه
اگه از یاد ِ من رفتی عزیزم
تموم لحظه های ِ من حرومه

“نرگس”

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • سلام بانو. چقدر احساس موج میزد توو کارتون. چسبید بهم واقعا. موفق باشید.
    • سلام آقای قاسمی. چقدر کامنت شما به من انرژی داد. خیلی ممنونم که به ترانه های من سر می زنید و خوشحالم که مورد پسندتون بوده. سبز باشید به مهر با آرزوی بهترین ها در سال جدید
  • درود خانم حفیظی گرامی... ترانه ی زیبا و با احساسی رو ازتون خوندم... بهتون تبریک می گم... ولی یه نکته: در بند اول پاردوکس شدیدی با موضوع ترانه مشاهده می شه... سناریو ترانه مبنی بر یادآوری خاطرات عاشقانه ای است که طرف مقابل نیست... ولی... در بند اول شما اشاره کردید: اگه چه جای ِ تو خالی و نیستی ولی عکست همیشه روبرومه اگه از یاد ِ من رفتی عزیزم تموم لحظه های ِ من حرومه اگه از یاد من رفتی؟!... اگه از یاد رفته پس سناریو بعدی داستان کلا معنای خودش رو از دست می ده... به نظرم شما منظورتون از فعل "رفتن" "بری" بوده... و بهتره اینجوری گفته بشه: اگه روزی تو از یادم بری پس... تموم لحظه های من حرومه باز هم جسارت من رو ببخشین بانو حفیظی گرامی... چون این ترانه حیف بود که این نکته پاردوکسی توش باشه و مخاطب رو به سردرگمی ببره... سبز و پرترانه باشید به مهر....
    • درود بر شما آقای اعلایی گرامی. خوشحالم که پای ترانم می بینمتون. راستش من این ترانه رو یه بار فرستادم و حذف کردم چون می خواستم ویرایش مجدد رو بزارم. این شد که در ویرایش یادم رفت به جای "رفتی"، "بری" رو قرار بدم. پارادوکسی که شما احساس کردید کاملا درسته. یعنی باید "اگه از یاد من بری عزیزم" خونده بشه. بابت یادآوری و نظرتون هم بسیار سپاسگزارم. از لطفتون بی نهایت ممنون. با آرزوی بهترین ها دوست عزیز
  • سلام خانوم حفیظی بسیار عالی مثل کارای قبلیتون دوست داشتمش وبه دلم نشست موفق باشین همیشه اگه چه جای ِ تو خالی ِ اما هنوزم گرمی ِ دستات ُ دارم یه وقتایی که حالم خیلی خوب نیست با عکاست زخمامو مرهم می زارم تو رو می شناسم ای با من غریبه تو که با من ولی از من جدایی میون خاطراتت یاد ِ من باش شاید باعث بشه زودتر بیایی
  • سلام كار زيبايي بود .شاد باشيد.
  • درود مهربانو نرگس واقعاً به دل میشینه کارتون و بند دوم رو خیلیی دوست داشتم.
  • سلام.زیبا و دلنشین بود مرحبا
  • سلام نرگس خانم.ترانه زیبایی سرودید شادوپرترانه باشید