نشونی ستاره

زدم به سیم آخر تو این روزای تبعید

زدم رو دست تقدیر فقط برای تهدید

فاصله رو گرفتم از پرسه تو ترانه

یه شعر نو نوشتم فقط واسه بهانه

به دنبال ستاره گشتم پی نشونی

تو رو تو اونجا دیدم دختر ماه پیشونی

آهسته با سایه ها گشتم توی کوچه ها

نرفتی از یاد من ، ستاره ی قصه ها

نشونی ستاره فقط تو دست تو بود

همون نگاه اول قلبمو چشمات ربود

ترس افتاده به جونم برای صبح فردا

نشه که تو نباشی ، فرو بریزه رویا

مجبور بشم خورشیدو میسوزونم با شعرام

نمیذارم که کم شی از شب شوق رویام

مجبور که باشم حتی قفس میسازم از تو

نمیذارم که هوام ، کم بیاره هواتو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: