باورش کن

توو این فصلِ بارون توو این لحظه یِ ناب
دوباره نگاهت منو برده تا خواب
دارم گریه هامو می بخشم به بارون
چقدر خوبه حالم مثه اون روزامون
کجایِ دلم رو نکردم پناهت
کجا من نبودم یه دم تکیهِ گاهت
اگه بی وفا شد دلِ نا امیدم
برایِ خودت بود که از تو بریدم
هنوز مهربونی با قلبی که بد شد
کسی که یه روزی ازت ساده رد شد
ولی باورش کن که توو روزگارش
غمِ تو زمستون ، خوشیت بود بهارش

از این نویسنده بیشتر بخوانید: