طوفان رویا

یه شب پشت این پنجره ی اتاق

که بارون تلنگر زده یاد تو…

چشام خیسِ خیسِ مثه پنجره

منو باز ناقوس این ساعت و…

 

یه جاده یه دریای پر حادثه

خیالم (هم) توو این جاده ها عابره!

میون دو میدونِ چشمای تو

ندارم به جز یک سبد خاطره

 

بیا هم قدم با خیالم بشو

بیا چن قدم سمت دریا بریم

کنار یه آتیش در آغوش هم

به پیشواز طوفان رویا بریم

 

بیا تا خود ماه بالا بریم

بگم تا تویی ماه روی زمین

نگاهم کن از این همه فاصله

بتاب و منم دلخوشم با همین

 

دلم خوش شده با همین آرزو

که تنهاییمو با تو قسمت کنم

یه شب حبس شم توی آغوشتو…

منم با نگاه تو خلوت کنم

 

شدم غرق طوفان رویای تو

یه قایق که بی پارو و رهاست

من و سهم این دل که از عشق تو

شده یک خیالی که بی انتهاست

 

*یکی از ترانه های قدیمی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: