زخمی

تنت خسته است دلبندم…..
خودم زخماتو می بندم…..
یه روز قولی بهت دادم…..
که از عشق تو پرُ بودم……
همیشه عاشقت بودم……..
هنوز هم عاشقت موندم….

بی تو سرد وزمستونم
تو با عشقت بپوشونم
نباشی داغون میشم
شبیه مجنون میشم

میدونم که تو بی تابی
شبا تا صبح نمی خوابی
نمیزارم پریشون شی
اسیر باد وبارون شی

در این دنیای نا مردی
سخاوت را یادم دادی
من عشقو به تو مدیونم
شدی عمرم همه جونم

به تلخی ت عادت ندارم
درد داری طاقت ندارم
بگیر دستامو تو دستات
میشم تا آخرش همرات
بی تو سرد و زمستونم
توبا عشقت بپوشونم

این ترانه رو به همسرم تقدیم میکنم که نزدیک به ۲ سال است که با بیماری سخت مبارزه میکند.و من سعی میکنم همراه خوبی براش باشم.در واقع ترانه سوءتفاهم را نیز برای همسرم و شرایطش نوشتم .با آرزوی سلامتی برای همه بیماران …….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: