سی- آه- نمایی

 

 

“چارراه جهان کودک، روز…
خارجی” ” نور، میکروفون، حرکت”
“پول خردش بمونه واسه خودت”
کودک گلفروش: ”  خدا برکت…”
***
فرشِ از خون کودکان قرمز
دلخوشی ها به جشنواره ی فجر
فالفروش سرِ پل حافظ
بهترین نقش اول این زجر
***
قاف و سیمرغ، راه دوری نیست
توی جیبای مرد خونه بدوش
توی کیف زن خیابونی
دست این بچه های دست فروش
***
پره شهر از کریمِ آب منگول
لمپنای مدرن امروزی
“دختر لر” کی میگه تاریخه؟
باز میمیره توی “خودسوزی”
***
این که گفتم، سیاه نمایی نیست
با شمام! آاای سینمایی ها!
با شما که رو پرده های سپید
دلخوشین به همین حیایی ها
***
قاف و سیمرغ، راه دوری نیست
توی جیبای مرد خونه بدوش
توی کیف زن خیابونی
دست این بچه های دست فروش

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام سی آه نمایی -خوشنمایی بود آفرین و لایک
  • غلیرضای عزیز در اىن اثر باطتمام تلاشت برای داشتن زبان و سبک خاص و انتخاب گروه واژه های خاص موضوعت ، کدهایی که برای خلق تصاویر منسجم و منوط به درون مایه اثر داشتی ارتباط. زباانى رون. و. منسجمى نداشتی. چار راه جهان کودک ،روز خارجی نور میکروفون. حرکت کودک گل فروش خدا برکت پول خردش بمونه واسة خودت تصویر دیالوگ محور ، شاید طرح لوکشن و سکانسی از یک فیلم کة دیده بودید!! روز.. خارجى ح کاربرد یا پیامی دازند؟؟؟ فرش. خون کودکان. قرمز چرا؟؟؟ کدوم کودکان ؟؟؟پیامت چیة؟؟؟ جشنواره فجر. یا فرش قرمز چ ارتباطی بة. موضوعفداره؟؟؟رسالت جشنوار بالاتر از این حرفاست!!! بهترین نقش اول این زجر کاملا روشن این قسمت صرفا واسه قوافى چون هیچ اتفاق. خاصی نداشت. ضعف پرداخت و تالیف . قاف و سیمرغ راه دورى نیست توی جیباى مرد خونه بدوش توی کیف زن خیابوني دست بچه های دست فروش مصرع نخست دو واژة قاف و سیمرغ مصررع دوم توی جیبای مصرع سوم زن خیابونی ببىنم منظورتون زن بدکارست یا زناى رهگذر. چون کاربردت اولی و تداعی مىکنه ترکیب خوبی نيست!؟ بچة دست فروش یا جیب بر وجه بچه دست فروش زیر سوال نرفت ی بچه دست فروش جیب بر یا کیف قاپ نیست.! و بندهای دیگه با توجه به خانش مکرر بنده حس کردم تحقیق کافی در باب نوع کاربرد واژه ةا و تصاوىر نداشتی . داشتن زبان نقادانه خوب . اما ندم و موصفانه و با دانش و اشراف كامل به موضوع. جسارت منو ببخش برداشت کلی و شخصی از برداشت های من بود مانا باشنی
    • ممنون که مطالعه کردید و نظر دادید. شاید در بعضی بندها باید وقت بیشتری می گذاشتم روی پرداخت نهایی تا محصول کار برای مخاطب شفاف تر باشه و شکل حل معما نشه. که ظاهرا الان بعضی معناها و تصاویری که می خواستم منتقل کنم درست اتفاق نیفتاده. ممنون
  • سلام. زیبا بود و بعضی تصاویرش خیلی جذاب. متوجه استفاده از روز تو خط اول نشدم. برقرار باشید.
  • فرشِ از خون کودکان قرمز(تو محاوره کودکا گفته میشه) “چارراه جهان کودک، روز… خارجی” ” نور، میکروفون، حرکت” “پول خردش بمونه واسه خودت” کودک گلفروش: ” خدا برکت…” روز چی؟اوردن سه نقطه در ترانه جالب نیس مخصوصا تو اجرا! پره شهر از کریمِ آب منگول لمپنای مدرن امروزی “دختر لر” کی میگه تاریخه؟ باز میمیره توی “خودسوزی” دختر لر اسم اولین فیلم ناطق ایرانی که تو سال ۱۳۱۲ توسط اردشیر ایرانی در بمبئی ساخته شده و دلیل اوردنش تو این کار چیه؟ بطور کل کارو به دو بخش تقسیم میشه کرد بخش اول اوردن معضلاتی صرفا در حد حرف و شعار و پرداختی ضعیف مثل زن خیابونی-مرد خونه به دوش-بچه های دست فروش-کودکای فال فروش بخش دوم چهارراه جهان کودک و شایداشاره غیر مستقیم به عمارت مسعودیه و نشست مطبوعاتی جشنواره فیلم فجرو یا رویدادهای ازین قبیل .... که بین این دو (فقر و جشنواره فیم فجر )هیچ ارتباطی پیدا نکردم اون قسمتی هم که میگه فرشِ از خون کودکان قرمز تا جایی که اطلاع دارم قشر هنرمند در همه جای دنیا باعث و بانی کارهای خیر و بشر دوستانن!!کمکاشون رو میکنن!!حالا سالیانه یه جشن هم نگیرن؟!!!! قافیه های تقریبا خوبی استفاده شد نویسا باشی هم ترانه
    • ممنون که وقت گذاشتید و خوندید و نطر دادید. در کل با این قسمت حرف سما که پرداخت عمومی ضعیفی داشت موافقم. جای کار بشتری داشت. به نظر خودم از آن دست کارهایی بود که اصطلاحا "مفرداتش خوب بودو اما مرده شور ترکیبش را ببرد". با برخی از حرفات هم موافق نیستم اما وقتی نوشتم دیدم خیلی مفصل و روده درازی شد و پشیمون شدم از ابرازش. انشالا اگر فرصتی دست داد و در جلسات آکادمی حضورا ملاقات داشتیم شاید عرض کنم خدمتتون.
  • خیلی خوب بود. موفق باشید.
  • فرشِ از خون کودکان قرمز دلخوشی ها به جشنواره ی فجر فالفروش سرِ پل حافظ بهترین نقش اول این زجر کار زیبایی ازتون خوندم . تبریک. موفق باشید
  • زبان تند انتقاد به اصل ها همیشه زیبا و شیرین است ولی دوست خوبم زبان سرخ سر سبز ها دهد بر باد همان طور که دو سال من ممنوع شده بود همکاری باهام