از عشق می ترسم…

دست از سرم بردار از عشق دلگیرم

دست از سرم بردار این بار میمیرم

با فکرشم حتی هر لحظه میلرزم

من مثل تاریکی از عشق میترسم

 

من خسته ی راهم راهی که پیرم کرد

راهی که بد جور از این جاده سیرم کرد

احساسمو کشتن دیر اومدی دیره

من خون احساسم پامال تقدیره

اونی که یارم بود دستاشو دستم داد

اخرحریفم شد اخر شکستم داد

 

دست از سرم بردار از عشق دلگیرم

دست از سرم بردار این بار میمیرم

با فکرشم حتی هر لحظه میلرزم

من مثل تاریکی از عشق میترسم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: